محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

401

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

امر تلطيف غذا است و تجويد هضم و تقويت معده . و معلوم نمايند كه رماد العقرب و رماد الارنب و آبگينه كه همچون غبار سائيده باشند و رمادى كه معروف است و از خون تيس مىسازند در تفتّت حصات اثر كلى دارد به هر وجه كه دانند بدهند . و حجر اليهود اصيل به آب سوده و فتيله كاغذ بدان آلوده در احليل نهند كه عسر البول حصوى را نفع دارد . و معجون حجر اليهود خورانيدن به شيرهء تخم خيارين و تخم خرپزه به غايت مؤثر است . قسم دوم آن كه ورم كليه ، يا مثانه ، يا جمود خون و مده در مثانه ، يا ريح المثانه ، يا سده كه از خلط لزج در مجراى بول افتد ، يا خلط حاد كه بر مثانه ريزد ، يا جز آن كه در طب اكبر مفصل گفته‌ايم موجب عسر شود ، علامت و علاج آن حسب سبب باشد و به تدبير مرضعه . الحُمَّيات پوشيده نماند كه اقسام تپ بسيار است ، چون حمّاى خلطى و حمّاى يوم و حمّاى دقّى و هر واحد از اين متضمّن بر چندين اصناف بود و ليكن از آن كه حماى يوم در صبيان كم افتد و دق بسيار كم واقع مىشود و در اينجا به ذكر حمّاى خلطيه اقتصار نموده شد و حسب اخلاط اربعه ، بسيطاً كان ، أو مركبّاً هر چه وقوع آن در صبيان بيشتر است جدا جدا مرقوم گشته با معالجات مخصوصه : [ حمّاى دموى ] نوع اول حمّاى دموى است و عام است كه خون گرم شده باشد و جوش زده تپ آرد ، يا متعفّن گشته ، احداث تپ نمايند و نشان او آن است كه تپ لازم باشد و رگها ، ممتلى و رنگ بدن و چشم ، سرخ و عرق نيايد و ايضا تقدّم تناول اغذيه و فواكه خون‌افزا مرضعه و طفل را اتفاق افتاده باشد يا گرمى هوا محرِّك شده . علاجش آن است كه طفل اگر صغير بود و مرضعه تن آبادان و دموى مزاج باشد بلاتمهّل مرضعه را فصد كنند و از هر چه گرم بود پرهيز فرمايند و به اشربه و ادويه كه مطفى الدم و قامع الحرارةاند تعديل شير او فرمايند و اصلاح غذا واجب شمارند . و اگر طفل از شش ماه متجاوز باشد و با رطوبت بود روز سوم يا چهارم سرهاى گوش او را شرط زنند و خون قدرى بگيرند كه بسيار نافع است . و اگر ارسال علق نمايند در اينجا نيز مجوز است و اگرچه برآوردن خون از ديگر موضع معروفه نيز سودمند است ليكن گرفتن خون از هر گوش نافع‌تر و در ازالهء غشى و ضعف اسرع‌تر به تجربه رسيده . و گاه باشد كه خون بعد شرط زود بر نيايد و چون گردن و گوشهاى او بسيار بمالند خون آمدن گيرد . صاحب خلاصة التجارب مىنويسد كه صبيه را تپ حصبه از هشت روز گذشته بود و بيهوشى و سستى و ضعفه داشت ، سرهاى گوش او را شرط زدم ، مدتى خون برآمد ، آخر الامر او را نشاندم و گردن و گوشهاى وى را بسيار ماليدم ، خون آمدن گرفت و زيادتى كرد ، حتى كه به حيل بازداشتم و همان وقت صبيه به هوش آمد و غذا طلب كرد و در چند روز تپ فاتر شد و صحت يافت . و بدانند كه آب عناب جوشانيده و صاف كرده و خنك نموده در شبانه‌روزى به كرات نوشانيدن در ازالهء تپ مطبقه و حصبه كثير الاثر است . و پوشيده نماند كه خاصهء تپ بسيط دموى است كه عرق در وى نمىآيد مگر آن روز كه فرود آيد . و در چنين تپها بسيار باشد كه تعريق سود دهد ، لهذا تدبير معرقه بيان كرده مىشود تا عند الحاجت در هر تپ كه بود به عمل توان آورد .